نوشتنی هایم

متن مرتبط با «دانشگاه» در سایت نوشتنی هایم نوشته شده است

دانشگاه فردوسی

  • نیلوبلاگ

    مگه میشه یادم برهنصف شبا که میگفتی منو برسون خوابگاه دانشگاهاز نگهبانی که رد می‌شدیم دیگه دور دور کردن توی خیابونای دانشگاه شروع می‌شدآهنگ با صدای بلند و با سرعت بالا توی خیابونای دانشگاه چرخیدنانگار منانگار توآره هر دو تامون دوس نداشتیم برسیم دم خوابگاهانگار زمان متوقف شده بودآره آرهروی ابرا بودیم....ما روی ابرا بودیمحالا کجاییم ؟یک همسر و یک بالش خیس و شبی که صبح نمیشه !!!!اره همین بخوانید...

    ادامه مطلب