روزگار همیشه بر یک قرار نمی ماند.
روز و شب دارد،روشنی دارد،تاریکی دارد،کم دارد،بیش دارد
دیگر چیزی از زمستان باقی نمانده.
تمام میشود،بهار می آید
از یک جایی به بعدآدم آرام میگیرد،بزرگ میشود،بالغ میشود و پای تمام اشتباهاتش می ایستد.
سنگینی تصمیمی که گرفته را گردن دیگری نمی اندازد،دنبال مقصر نمیگردد،
قبول میکندگذشته اش را ،انکار نمیکند آن را،نادیده اش نمیگیرد،حذفش نمیکند،
اجازه میدهد هر چه هست،هر چه بوده،در همان گذشته بماند
حالا باید آینده را بسازد،از نو،به نوعی دیگر
یاد میگیرد زندگی یک موهبت است،غنیمت است،نعمت است،
قدرش را بداند و آن را فدای آدمهای بی مقدار نکند
همه ی اینها را که فهمید یک آرامشی میاید مینشیند توی دلش ،توی روح و روانش
اینجای زندگی همان جایی است که دولت آبادی گفته :اصلا از یک جایی به بعد حال آدم خوب میشود.
محمود دولت آبادی - جای خالی سلوچ
برچسب:
نویسنده: نگار شریعتی