دانشگاه فردوسی - تاریخ: 1404/9/8 ساعت: 17:52
مگه میشه یادم برهنصف شبا که میگفتی منو برسون خوابگاه دانشگاهاز نگهبانی که رد می‌شدیم دیگه دور دور کردن توی خیابونای دانشگاه شروع می‌شدآهنگ با صدای بلند و با سرعت بالا توی خیابونای دانشگاه چرخیدنانگار منانگار توآره هر دو تامون دوس نداشتیم برسیم دم خوابگاهانگار زمان متوقف شده بودآره آرهروی ابرا بودیم....
- تاریخ: 1403/3/14 ساعت: 16:45
مراحل رشد انسان قطعا متفاوت هست اما بدون فکر کردن رشد ممکن نیستدر همه اتفاقات و تغییرات زندگی هر شخصی اون رشد بالقوه و شیرابه تشکیل شده در درون آدمی وقتی تبدیل به دانش و بالفعل میشه که انسان دچار تفکر بشهو این دنیا و زندگی و رنگ و لعابش باندازه کافی زیبا و فریبنده و جذاب هست برای جلوگیری از یکساعت ف...
گل زهرا - تاریخ: 1403/1/17 ساعت: 12:57
فریب ما مخور آقا، دروغ می گوییمبه جان حضرت زهرا، دروغ می گوییمچه ناله ای؟ چه فراقی؟ چه درد وهجرانی؟نیا نیا گل طاها، دروغ می گوییمتمام چشم براهی و انتظار و فراقو ندبه های فرج را، دروغ می گوییمدلی كه مامن دنیاست جای مولا نیستاسیر شهوت دنیا، دروغ می گوییمزبان سخن ز تو گوید ولی برای مقامبه پیش چشم خدا ه...
خراب - تاریخ: 1403/1/17 ساعت: 12:57
من ............... من آمدممن آمده اممن از جنگ بزرگ روح و روان آمده اممن از روزهای سرد و پر از ضربان های قلبمن از شب های پر از گریه و بهت و شوک، شب های پر از خالی و خلاءمن از انبوه اندوه و درد و رنج آمده امتا بگویممرگی در کار نیست و باید زیستبا درد، با رنج، با غم، بی غم، بی دردبا قهقه مستانه، یا در گ...
دلبر - تاریخ: 1403/1/17 ساعت: 12:57
من ............... من آمدممن آمده اممن از جنگ بزرگ روح و روان آمده اممن از روزهای سرد و پر از ضربان های قلبمن از شب های پر از گریه و بهت و شوک، شب های پر از خالی و خلاءمن از انبوه اندوه و درد و رنج آمده امتا بگویممرگی در کار نیست و باید زیستبا درد، با رنج، با غم، بی غم، بی دردبا قهقه مستانه، یا در گ...
تبدیل شدگان - تاریخ: 1402/10/7 ساعت: 12:28
قبل از تبدیل شدن بنظر میاد زندگی با من مهربونتر بودقبل از تبدیل شدن بنظر میومد بیشتر طعم غذا رو می چشیدم (با چشمانی اشک بار)قبل از تبدیل شدن خلوت های اندوهناکی نداشتیم در حالی که به همون هم حواسمون نبودقبل از تبدیل شدن سری داشتیم که سالی یکبار هم شده روی پای پدر و مادرمون بذاریم حتی توی سی و چهل سال...
من نیازم تو رو هر روز دیدنه * از لبت دوستت دارم شنیدنه - تاریخ: 1401/12/13 ساعت: 16:41
سلامردیفی؟کجایی؟چند سال گذشته الان ؟دو روزه یک آهنگ فریدون فروغی داره جرواجرم میکنه اشک منو درمیاره توی تنهایی و فکر به خلوت هایی که فرار میکردم ازشون !!!!گفتم بیام بپرسم مگه چند سال گذشته؟مگه چقدر بزرگ و پیر شدم؟وای که چقدر همه چی جنس و رنگ و لعابش با گذشته فرق میکنه!!وای که چقدر فضای من غم دارهغم ...
پایان قرن سیزدهم هجری شمسی - تاریخ: 1401/3/3 ساعت: 8:23
آخرین روزهای سال رو میگذرونیم و کم کم قرن 13 هجری شمسی به پایان میرسه و آروم وارد قرن چهاردهم میشیمنمیدونم این چندمین باره که توی دفتر خاطرات یا وبلاگ یا هر جایی اومدم و این جمله رو نوشتم :"داریم آخرین روزهای سال رو میگذرونیم"نمیدونم ولی خوب نمیدونم چند بار دیگه هم این کار رو خواهم کرد.هر چی سالهای ...
والله نمیدونم چیه - تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 1:08
شاید چون هیچوقت تجربه اش نکردم نمی دونم چیهیعنی چون توی ذات درونی من تعریف نشده نمیدونم چی هستاینکه سرت از پنجره بقیه یکسره بره داخل و سرک بکشی توی کار و زندگی بقیهواقعا وقت تلف کردن هست اینکه ساعتها بشینم و فک کنم به دلیل این کار بعضی هاچون واقعا می مونم که چرا بعضی ها دنبال خط و نشون کشیدن و چوب ل...
موی سفید - تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 1:08
من ............... من آمدممن آمده اممن از جنگ بزرگ روح و روان آمده اممن از روزهای سرد و پر از ضربان های قلبمن از شب های پر از گریه و بهت و شوک، شب های پر از خالی و خلاءمن از انبوه اندوه و درد و رنج آمده امتا بگویممرگی در کار نیست و باید زیستبا درد، با رنج، با غم، بی غم، بی دردبا قهقه مستانه، یا در گ...
من میرم اما نمیرم !!!!!!!!!!!!! - تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 1:08
من بغضِ آخرِ شبِ تولدِ چهل سالگیتم ...بی حوصلگیت پشتِ ترافیک سنگین از پرحرفیایِ زنی که کنارت نشسته ،بی خوابیِ شبِ قبلِ ماهِ عسل و خستگیِ صبحِ فرداشم،من اون لحظهایم که دلت یهو با پلی شدنِ یه آهنگِ آشنا هُررری میریزه !بند اومدنِ اون نفسِ راحتیام که داری وقتِ شونه کردنِ موهایِ فرخوردهیِ دخترت میکشی...م...
خدایا شکرت - تاریخ: 1398/12/20 ساعت: 13:26
خدایا شکرتطلب مغفرت و بخشش می کنم بخاطر تمام نا شکری هامطلب عفو و گذشت می کنم از تو بخاطر تمام بی ایمانی ها و عدم اطمینان قلبی به توخدایا منو دور ننداز من پیش خودت نگه دارهر چند فهمیدم چقدر از تو دور
حالم این روزا حال خوبی نیست ... - تاریخ: 1398/12/20 ساعت: 13:26
مثل حال عقاب بی پرواز ...کاش میشد به گذشته برگردیمکاش فرصت ها تکرار می شدندکاش می تونستیم در وضعیتی باشیم که کاش کاش و کاش نکنیمیا شاید کاش کلا نبودیمیا شاید همینه زندگی لعنتی و لجنیدر چشم همه بهترین و پرفکت ترین باشی اما از درون یک عقاب پیر و خسته ...خدایا اگر هستی و نگاهم می کنی لطفا حالمو عوض کن ...
تعادل - تاریخ: 1398/10/3 ساعت: 23:06
نه در دشت بمان و نه چندان صعود کن که از دید خارج شوی،بهترین منظره ی گیتی در ارتفاعی میان این دو است.* از کتاب وقتی نیچه گریست
چرا خودتو آسیب پذیر میکنی؟ - تاریخ: 1398/10/3 ساعت: 23:06
اگر آزامیش بگیرند و تو نقطه ضعف از خودت داشته باشی و خار و ذلیل بشیچرا خوش تیپ و کوهنورد و سرحال نباشی؟ که همه با انگشت نشونت بدنچرا جواب این همه نعمت خدا رو با درست زندگی کردن ندی؟ شرمنده خدا بشی خوب
خدایا خودت هوای مارو داشته باش - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 18:54
دیروز بارون خیلی خوبی اومدهخیلی خوباونقدر خوب که من با اینکه حوصله هیچیو نداشتم و مامان ابام همه رفته بودن مشهد و من تنها بودم اما حال منو خوب کرد این باروناین روزها دوباره خلاء شدمتو خالیتو خالیه تو
هزارتوی پیچxa0در پیچ - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 18:54
دوباره حالم خوب نیست پریود شدمانگار هرچی بزرگتر میشیم دشواری های زندگی بیشتر میشههرچی فکر می کنیم قوی تر شدیم و دیگه زندگی قراره از اینجاش آروم بگذره اما پرتلاطم تر میشهخیلی خجالت آور می دونم که راه نجات خودمو منوط به داشتن یه یار و همراه زندگی بدونم ! وگرنه داد میزدم یا شایدم زار میزدم که خدایا من ...
بیخیالششش، کسی فردا رو ندیده ! - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 18:54
بعضی حس ها هست که واقعا گفتنی نیستمثلا شنیدن یه آهنگ که قبلا هم هزار بار گوشش دادی ها اما اون لحظه که داری از یه جایی رد میشی و به گوشت میخوره یه حس و حال خاصی پیدا میکنیالبته اینو مثال زدماون حسی که
ZAZ - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 18:54
اگه یه سوییت تو هتل ریتز بهم بدی نمیخوامشجواهران شنل هم نمیخوامش….اگه یه ماشین لیموزین بهم بدی میخوام چیکار…اگه برام خدمه استخدام کنی،میخوام چیکاریا یه کاخ توی نوشاتل نمیخوامش…اگه بهم برج ایفل هم بدی
امروز را دریاب - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 18:54
امروز 23 نوامبر 2019 استو من در اوج جوانی و سلامتی و قدرت هستمفردا رو کسی ندیده ! محکم برو بعدی**********یک روز، آخرین کسی که تو را می شناخت خواهد مردو خاطره ی تو فراموش خواهد شد.

برچسب‌های مرتبط

گذر عمر | گذر عمر شعر | گذر عمر و جوانی | گذر عمر ببین | گذر عمر عجب میگذرد | گذر عمر خیام | گذر عمر گلپا | گذر عمر خامسان | گذر عمر در فضا | گذر عمر و زمان